أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
245
قانون ( فارسى )
بيخش در هضم طعام كمك كند . و با معده سازگار است . اندامان راننده : پيچش و درد روده كه ناشى از بادكردگى باشد علاجش با كاشم است . زايمان انسان و حيوانات را آسان كند . داروى عسر بول است . در مداواى درد زهدان و خفگى زهدان و دردهاى درونى مفيد است . اگر به مدت ده روز هر روزه افشرهء ساقهء اين گياه و تخمش را در سيكى ريزند و سه ( اونولوس ) بنوشند ؟ درد گرده بر طرف شود . كاشم عموما براى گرده خوب است . تناولش علاج چكميزك است و حيض را ريزش دهد . و از دردهاى ناپيدا مفيد است . تبها : گويند براى مداواى تب بلغمى بد نيست . سوس ( مهك ، شيرينبيان ) : مزاج : بيخ مهك مزاجش معتدل است و اگر به طرفى گرايش پيدا كند رو به حرارت و رطوبت است . ورم : افشره و بيخش داروى كژدمه مىباشند . قرحه : افشرهاش براى زخمها بد نيست و مفيد است . چشم : بيخ مهك و افشرهاش داروى ناخنه است و افشرهاش مؤثرتر است . سينه : قصبة الريه را نرم كند . ريه را مىپالايد ، به نفع شش و گلو است ، صدا را صاف كند . اندامان غذا : آبش تشنگى را فرونشاند و براى التهاب معده داروى خوبى است . اندامان راننده : علاج سوزش بولى ، قرحهء گرده و مثانه و گرى مثانه است . تبها : از تبهاى كهنه مفيد است . سرنج ( آذرگون ) : تأثير شادنه دارد و از شادنه قويتر است . مزاج : سرد و خشك است . خاصيت : از اسفيداب سردشده قبوضيتى كسب كرده است اما از اسفيداب بسيار لطيفتر است و بازدارندهء خونريزىها است . قرحه : با روغن گل و موم مخلوط كنند دواى سوختگى است . اندامان راننده : در بازداشتن خونريزى بسيار مؤثر است . سقمونيا ( محموده ) : ديسقوريدوس گويد : از يك بيخ گياهى سه ساقه به درازى سه ذرع يا چهار ذرع بيرون آمدهاند كه چرب و كرك دارند . برگش به برگ ( عسنى ؟ ) يا لبلاب مىماند و از آن نرمتر است و سهگوش است . گلش سفيد و مدور و كاوكى و به سبد ميوهچينى مىماند و بويى گران دارد . بيخش دراز و به ستبرى زند است و سفيدرنگ و پرشير . شير اين گياه كه در قسمت بالاى بوته قرار دارد از بيخش بدست مىآورند . يعنى بيخش را مىشكافند و كاوكى مستدير در آن بوجود آورند . شير از بالاها به اين گودى كه در بيخ كندهاند مىريزد و در آنجا جمع مىشود و بوسيلهء صدف شير را برگيرند . بعضى از مردم پيرامون بيخ ، زمين را چال مىكنند و برگ گردو در چاله مىگسترانند و از آن پس بيخ را مىشكافند و شير گياه بر برگها ريزد و مىگذارند تا مىبندد و كمى خشك مىشود و آنگاه برمىدارند . تا شير محموده صاف و سبك و كممايه و متخلخل اسفنج مانند باشد بهتر است . و نبايد در گزينش آن فقط به سفيدرنگى آن فريب خورند چنان كه اگر شيرهء جمشيرك و آرد گاودانه را به آن اضافه كرده باشند از سفيدرنگىاش نمىكاهد . گزينش : بهترين محموده آن است كه بىآلايش ، كبودرنگ مايل به سپيدى و همرنگ صدف صاف باشد . زود در دست خرد شود ، زود در آب بگدازد . و همينكه در آب حل شد آب را همرنگ شير سازد . و براى به كار بردنش بهتر آن است كه آن را در داخل سيب بر آتش بريان كنند و با آب كرفس